کنکور ارشد شرکت کردیم
بدون ذره ای استرس ... با اتوبوس رفتیم ... با دوستان ... دور همی
قرار گذاشتیم رأس فلان ساعت بیرون باشیم چ نوشته باشیم چ ننوشته باشیم!
مسخره بازی درآوردیم که فقط ب خاطر کیک و ساندیس اومده بودیم! چرا تو سالن ما توزیع نشد؟! انصافه؟!
همه میپرسیدن آزمایشی شرکت کردی دیگه؟
میگفتم آره دیگه ی جورایی ... نخونده بودم...اما تو دلم امیدوارانه میگفتم شایدم قبول شدم...درسته نصف برگم سفید بود ولی شاید تو بازار رقابت نسبت ب بقیه اوضاع بهتری داشتم!
به مامان میگفتم بذار اول نتیجه بیاد شاید رتبم خوب باشه قبول شم؛ حالا شروع نکنم واسه خوندن برای سال دیگه!!
نمیدونم معجزه بود یا واقعا ریلکس بودن باعث شد این رتبه رو بیارم
ولی دو رقمی بودنش خیلی قلبمو شاد کرد
دروغ چرا واقعا دلم نمیخواست ادامه بدم
ولی باز عشق ب درس خوندن تو دلم جوونه زد
تهران میخوام دولتی
فقط و فقط الزهرا
شاید بقیه دانشگاهای تهران روقبول شم اما حس خوبی بهشون ندارم ... نمیدونم واقعا ... کارشناسی رو خدا اونطور که صلاحم بود، جور کرد ... این دفعه هم راه درستو نشونم میده ... توکل به خودش
اینکه آخرش چی میشه مهم نیست ... مهم اون انرژی مثبته که بعد ماه ها تکونم داد
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:52 توسط Ғαтɛмɛн |
خوش اخلاق بشوم حتی اگه ......ما را در سایت خوش اخلاق بشوم حتی اگه ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 99